شهراد، پادشاه قلبم

لحظه های ناب با تو بودن

گل من؛ "دو سالگیت مبارک"

پسر قشنگم، تمام زندگیمی... عاشقونه دوست دارم. دو ساله که به زندگیم رنگ و زیبایی دادی... دو سال قبل مثل همین الان دنیای منو روشن کردی...بهترین حس دنیارو با تو تجربه می کنم... خدای بزرگ خودت مراقب شهرادم باش. بعدا میام و می نویسم و عکس میذارم. ...
30 فروردين 1393

ما اومدیم...!!!

سلام دوستان عزیزم. ما جایی نرفته بودیم، فقط واقعا فرصتی برای گذاشتن پست ندارم، یعنی شهراد اجازه نمیده... وقتی هم که خوابه من به کارای عقب موندم می رسم و یا اینکه خودمم می خوابم مدام به این فکر می کنم که مامانای شاغل که وروجکی مثل شهراد دارن چیکار می کنن؟ واقعا برای من تصورشم سخته پسرم دیگه واقعا فهمیده و البته شیطون شده... با شیرین زبونیهاشم تا می تونه دلبری می کنه، یعنی عاشقتم شهراد، عـــااااااشق توی این مدت دایره لغاتش خیلی بهتر شده و تقریبا همه چی میگه و جمله ی دو کلمه هم میگه به چیزای شبیه هم خیلی علاقه و دقت داره، علامت استاندارد روی خوردنی ها و وسایل، مارک سامسونگ و...البته وقتی یک چیز آشنا و مثل هم می بی...
25 دی 1392

شیرین تر از عسل

پسرم تو کی اینقدر بزرگ و فهمیده شدی عزیزم؟؟؟ هنوز باورم نمیشه من مامان یک پسر 19 ماهه ی ناز و زرنگ و خوردنی هستم. 19 ماهگیت مبارکـــــ خیییلیییی دوستت دارم گل پسرم. شیطنت های شیرینت، بهونه گرفتنات، بازی کردنات، همه و همه ی حرکاتت برای من بی نهایت لذت بخشه. عــااااشقتم شهرادم. تا یادم نرفته بگم که مدتیه سلام میکنی؛ با اون لحن قشنگت میگی: "سلا "... وقتی بابات میاد خونه و یا هرکس دیگه ای که وارد جایی بشه که تو هستی، بلند میگی: "سلا " آفرین به پسر مودبم، امیدوارم همیشه و هرجا و با هرکی که هستی همین طور باادب باشی، تاکید میکنم پسرم: هرجا و با هرکی. اینم کلمات جدیدت؛ قاقا (آقا)        ...
30 آبان 1392

واکسن 18 ماهگی

از این واکسنها رااااااااحـــت شدیم... انشاالله تا 6 سالگی. چهارشنبه اول آبان یک واکسن به پا و یکی به دست چپ شهرادم زده شد، همراه با قطره ی فلج اطفال. موقع زدن واکسن که حسابی گریه کرد. فدای اون اشک ریختنات بشه مامان. اما خدارو شکر بعدش دیگه زیاد اذیت نشدی و از چیزی که فکر میکردم حالت خیلی بهتر بود... قد و وزن پسرم در یکسال و نیمگی: 84 سانتیمتر، 11/500 کیلوگرم.  با 16 تا مروارید قشنگ توی دهان. کلمات آبِّ ، نِست(نیست) و ماست هم به دایره ی لغات پسرم اضافه شده. گل پسر آبان 91؛ گل پسر آبان 92؛ ...
4 آبان 1392

18 مـاهـگـیـت مـبـارکــــــ عــزیـــزم

پسر گلم 18 ماه زندگی با تو برای ما همراه با بهترین خاطرات بود... روزهای شیرین با تو بودن به سرعت میگذره و تو روز به روز بزرگتر میشی و ما عاشق تر... دوستت دارم دردونه ی قشنگم؛ شهراد متعجب! ( تولد داریوش جون پسر دختر خاله ی من) شهراد و هدیه (خواهر داریوش کوچولو) همیشه لبت خندون یاشه عزیز مامان و بابا ...
30 مهر 1392

...جـونـمـو مـیـدم واسـه بـا تـــو بـودنـم...

شهرادم این روزها خیییلیییی بلا شدی و واقعا برای من هییییییچ وقت آزادی نمیذاری... دوهفته ای هم درگیر سرماخوردگی شده بودی که با در اومدن دندونات هم همراه شده بود و چند شب تا صبح نه خودت میخوابیدی و نه من و بابا... اما خدارو شکر الان دو روزه بهتری و من هم بالاخره دارم برات مطلب و عکس جدید میذارم؛ تا یادم نرفته باید بگم مدتیه وقتی چیزی از کسی میگیری یک مرسیییییی قشنگی میگی که هرکی میشنوه واقعا ذوق میکنه، قربون اون مرسی گفتنات بشم مامان جون، (اینو باید تو پست قبلی می نوشتم ولی نمی دونم چرا فراموش کردم! ) پسرم عاشق تاب بازیه و با ی لحن خیلی زیبا با خودش تاب تاب عباسی میخونه:          &nb...
17 مهر 1392

پسرم روز به روز شیرین تر میشه...

بالاخره اومدم تا برای عزیزدلم بنویسم... اول باید از کار جدیدی که دو هفته ای هست انجام میدی بنویسم؛ هرجا مثل ماشینمونو با همون رنگ می بینی اشاره می کنی و میگی بابا! از هر زاویه ای که باشه، پارک کرده یا در حال حرکت... وقتی به این موضوع پی بردم واقعا تعجب کردم، هزار ماشاالله به پسر زرنگم حتی یکبار هم به اشتباه ماشین دیگه ای رو نشون ندادی. دو تا دندون نیش پایین و دو تا آسیاب بالای گل پسرم هم در اومد... شد 14 تا مروارید. با این هوای گرم خییییلی اذیت شدی و بهونه گیری می کردی. مامان فدات بشه که نمیتونه از این دردت کم بکنه. اما خب انشاالله دندونات کامل در بیان و تو بتونی خوب خوب غذا بخوری عزیز دلم. این روزها اینقد مشغول شیطنت هستی و اصلا ...
4 شهريور 1392

سرچشمه ی محبت...

آزارم می دهد دیدن آن منظره ای  که مادری کودکش را سیلی می زند ، ولی کودک باز هم دامانش را رها نمی کند....           کجاست آن قاضی تا حکم کند                                    سرچشمه محبت مادر است یا کودک ! ... زنده یاد "حسین پناهی"   پسرم؛ منو ببخش اگه گاهی از شیطنتهای شیرینت خسته میشم و روح بی آلایشت آزرده میشه... پسر گلم، از بودنت خوشحالم و هزاران بار خدارو شاکر. وقتی در حا...
10 مرداد 1392